منو سایت
اسکین 98

دانلود آهنگ جدید ، دانلود آهنگ جدید ایرانی ، دانلود موزیک ، دانلود آهنگ

پست ویژه Special POST

نویسنده  : *Zohal*

موضوع رمان : عاشقانه

خلاصه رمان :

زندگی دختری به نام طنین که با مرگ پدرش با خانواده غربی عموش اشنا میشه و…در ایوان روی تک صندلی فلزی خاکستری رنگ زانوی غم بغل گرفتم. هوا کمی سرده اما نه اونقدر که نیاز به لباس گرم و شال و کلاه باشه دستام و زیر بغل می برم و به اسمون آبی شفاف نگاه می کنم..

تاريخ ارسال : یکشنبه 28 ژوئن 2020
موضوع : رمان
بازديد : 7,934 views بار

نویسنده : Zahra Bagheri

موضوع رمان : تخیلی، فانتزی، عاشقانه

خلاصه رمان :

روبی پس از جمع کردن ارتشی متحد،به جنگ با نارسیسا می‌رودتا پایان دهنده ی نفرین هِدِس و آزادی مردم آدونیس شود.او به قصد انتقام مرگ عزیزانش به پا می خیزدتا برای همیشه سایه ی تاریکی را از سرزمین بردارد و…

تاريخ ارسال : شنبه 27 ژوئن 2020
موضوع : رمان
بازديد : 941 views بار

نویسنده : ASaLi_Nh8ay

موضوع : عاشقانه ، اجتماعی

خلاصه  دانوشته :

آدم‌ها می‌خندند اما هر کدام به یک دلیل!
به راستی دلیل خنده‌های من چیست؟

عمری است مدیون خنده‌هایی هستم که نقاب شده‌اند بر چهره‌ی رنگ‌پریده‌ام.سال‌هاست زندگی‌ام گره خورده است

به پارادوکس‌هایی که چون نمک بر روی زخم‌هایم می‌مانند.

تاريخ ارسال : شنبه 27 ژوئن 2020
موضوع : رمان
بازديد : 572 views بار

نویسنده : نازی صفوی

موضوع رمان : عاشقانه ، اجتماعی

خلاصه رمان :

بهشت دالانیست که وقتی پایان می‌یابد قدرش را میدانی.
وقتی در آغاز این مسیر بودم هیچ گاه در مخیله ام نمی‌گنجید با حسادتی شاید کودکانه کوتاه کنم راه این دالان را!
کاش، می‌گفتمش که چه خوره ای افتاده به جانم و لحظه لحظه دیوار های دالان را میجود.ما بی هم نمی‌توانیم! هم تو میدانی و هم من…
اندکی از غرورت بکاه، سمتم بیا؛ دستت را به سویم دراز کن.
این دالان بی‌تو برایم از جنس جهنم است.

تاريخ ارسال : شنبه 27 ژوئن 2020
موضوع : رمان
بازديد : 1,385 views بار

نویسنده : مریم کلانتری

موضوع رمان : عاشقانه

خلاصه رمان :

یه روز سرد زمستون بود. هوا به شدت گرفته، ابرا یه جوری تو خودشون بودن که انگار با آدم دعوا داشتن یا البته شاید من اینطوری فکر میکردم. قدم زنان از اون کوچه دور شدم کوچه ای با تمام خاطرات کودکیم خونه ای که توش بزرگ شده بودم. تموم شخصیت های الانم تو همون خونه شکل گرفته بود. چطوری تونستن باهام اینکارو کنن من الان دیگه چیزی واسه از دست دادن نداشتم. قدم به قدم این کوچه واسم خاطره بود انگار داشتم رو خاطراتم پا میذاشتم، اید میرفتم. باید خودمو قانع میکردم که دیگه از اون خاطرات فقط همین قدم زدن تو این کوچه واسم مونده، درخت بید مجنون هم مثل من کمر خمیده تر از همیشه به نظر میرسید.

تاريخ ارسال : جمعه 26 ژوئن 2020
موضوع : رمان
بازديد : 26,860 views بار

نویسنده : هما پوراصفهانی

موضوع رمان : عاشقانه

خلاصه رمان :

داستان رمان افسونگر درباره امیلی واتسون(افسون) است که برادرش او را خیلی اذیت میکند و خیلی بد جنس است. روزی افسون با پسری به نام دنیل آشنا میشود و بعد از مدتی عاشق همدیگر میشوند. در ادامه افسون تصمیم میگیرد که با دنیل زندگی کند. افسون  به برادش چیزی نمی گوید اما تا اینکه اتفاقاتی برای آن ها پیش می آید….

تاريخ ارسال : جمعه 26 ژوئن 2020
موضوع : رمان
بازديد : 19,870 views بار

نویسنده : پنه لوپه داگلاس

موضوع رمان : عاشقانه

خلاصه رمان :

موهایم را روی شانه سمت چپم انداختم . بر خلاف برادرش . . تریور امشب حتما اینجا خواهد بود و اصلا دوست ندارد جای زخمم را ببیند … اجازه دادم چشمهایم روی مهمان ها بچرخد … زن ها و مردانی که با لباس های بسیار زیبا و بسیار شیک و تمیز اطراف حرکت می کردند … جواهرات گران قیمت خانم ها نورهای رنگارنگ اطراف را منعکس می کردند … همه چیز بسیار شیک و بی عیب و نقص بود

به خانواده هایی که با آن ها بزرگ شده بودم خیره شدم … به لباس های گران قیمت و جواهرات برازنده آنها … اما هر از گاهی زیر تمام اینها ماسکی می دیدم که برای پوشاندن تاریکی ها از آن استفاده میکردند … اما تا زمانی که همه چیز زیبا به نظر می رسید چه کسی به بقیه مسائل اهمیت می داد؟

بوی غذا به همراه صدای آرام موسیقی در هوا پیچیده شده بود … انگشت هایم به دور لیوانی که به دست گرفته بودم محکم شدند … ضربان قلبم بالا رفت … می بایست به سختی تلاش کنم تا کاری که واقعا دلم می خواست انجام بدهم را انجام ندهم … به دنبال او نگردم … اما او اینجا نخواهد بود … شاید این جا باشد … دوباره ضربان قلبم بالا رفت … پوست بدنم گرم شد … برخلاف میلم چشم هایم میان جمعیت چرخیدند … یکی یکی چهره ها را جستجو می کردم به دنبال میکائیل

تاريخ ارسال : جمعه 26 ژوئن 2020
موضوع : رمان
بازديد : 23,573 views بار

نویسنده : مریم طاهری

موضوع رمان : عاشقانه

خلاصه رمان :

صندلی صدفی رنگ اتاقم رو کمی جلو کشیدم و اروم روش نشستم  عطر ۲۱۲ رو برداشتم و دور تا دور گردنم و روی سینه هام و مچ دستم زدم ….
بیگودی موهام رو باز کردم بدون سانسور با مهارت خط چشمی دورچشمای گربه ایم کشیدم ومژهامو فرکردمو ریمل زدم رز حجم دهنده روی لبام کشیدم و یخورده رژگونه مسی زدم

تاريخ ارسال : جمعه 26 ژوئن 2020
موضوع : رمان
بازديد : 2,080 views بار

نویسنده : فرشته ۲۷ (فرشته تات شهدوست )

موضوع رمان : تخیلی ،عاشقانه

خلاصه رمان :

داستان عاشقانه یک دختر و پسر به نام  دلارام و آرشام است.آرشام پسری است که کمتر احساسی میشه و آدمیه که هرگز عاشق کسی نمیشه چون اون رو مزاحم کارش میدونه اما دلارام دختری احساسی است که دقیقا بر عکس آرشام که پسری با غرور و سخت است که این دو بر سر راه هم قرار می گیرند.

تاريخ ارسال : پنج‌شنبه 25 ژوئن 2020
موضوع : رمان
بازديد : 51,330 views بار

نویسنده : mhdye_pordln

موضوع رمان : عاشقانه ، طنز

خلاصه رمان :

داستان ما راجبه سه تا دختر شروشیطونه لجبازه که باهم یه جا قبول میشن و قرار میزارن خونه بخرن ازشانس خوب یابدشون یه خونه مفتی گیرشون میاد که صاحب اون خونه ازشون میخواد فقط تا یه مدتی اونجا بمونن همه چی ارومه تا وقتی که سروکله ی سه تا پسر جذاب میرسه …..
#پایان‌خوش

تاريخ ارسال : پنج‌شنبه 25 ژوئن 2020
موضوع : رمان
بازديد : 15,620 views بار



تمامی حقوق مطالب برای اسکین 98 محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.

طراحی و توسعه توسط موزیک پارس

دانلود 100 رمان برتر عاشقانه