منو سایت
اسکین 98

دانلود آهنگ جدید ، دانلود آهنگ جدید ایرانی ، دانلود موزیک ، دانلود آهنگ

پست ویژه Special POST

نویسنده : سورن

موضوع رمان : عاشقانه

خلاصه رمان :

از میان کابوس های شبانه معماهایی برمیخیزد
دختری سرد چون بلور یخ
گذشته ای تلخ چون سرابی وهم انگیز
نبردی بین اسلحه وخون
بین عشق ونفرت
اسلحه ی قانون وخون بیگناه
عشقی ماندگار ونفرتی پابرجا
اینده ای روشن وزیبا شکل گرفته در میان بازی خون
شیطانی به دنبال قتل ارزوهای تمنا یِ داستان
و
مردی …

تاريخ ارسال : جمعه 3 جولای 2020
موضوع : رمان
بازديد : 17 views بار

نویسنده : shania*swan

موضوع رمان : عاشقانه

خلاصه رمان :

تو از من صداقت خواستي و من حماقت کردم، چشم به حمايت تو داشتم و تو مرا شماتت کردي… و اين شد که هر دو به فلاکت افتاديم!
اشتباه من، خشم تو شد، و خشم تو درد من…
درد من زجر تو شد و زجر تو فرياد من!
داستان دختري که براي تکيه گاه بودن ضعيف بود و شکست! و مردي که به اين شکستگي دامن زد. شکستن بي صدايي که فرياد هردو رو به اسمان برد …./ پایان هیجان انگیز

تاريخ ارسال : جمعه 3 جولای 2020
موضوع : رمان
بازديد : 13 views بار

نویسنده : delpazir-98

موضوع رمان : عاشقانه

خلاصه رمان :

دلپذیر…دختر مهــربون… شیطون و البته لجبازیه …که سرش به خانواده و دوستاش گــرمه….با شنــیدن خبــــر غیـــر منتظــره ی …بازگشـــت راد مهـــر به ایــــران….بهـم میریزه…کســی که …پونــزده سال..اونو فــراموش کــرده…و هـــمه

چی …دست به دســـت هم داده…تا حوادث …اون جــــور که دلپذیــــر می خواد پبــــش نــــره…
رادمهـــر کیـــه…؟؟
چـــرا زندگی دلپذیر بهـــم می ریزه..؟

تاريخ ارسال : جمعه 3 جولای 2020
موضوع : رمان
بازديد : 10 views بار

نویسنده : shaghayegh_h96

موضوع رمان : عاشقانه، تراژدی، اجتماعی

خلاصه رمان :

زندگی جدیدی که همراه برگ ریزان خزان شروع می‌شود زندگی که مانند پاییز سراسر از غم‌ است

طراوت دختری که تصمیم جدیدی برای زندگی‌اش می‌گیرید تصمیمی که بهار زندگی‌اش را به پاییز

تبدیل می‌کند و هر اشتباهی تاوانی دارد! طراوت تاوان اشتباهش را پرداخت کرد حال طراوت باید..

تاريخ ارسال : جمعه 3 جولای 2020
موضوع : رمان
بازديد : 16 views بار

نویسنده : زینب طوماری

موضوع رمان : عاشقانه

خلاصه رمان :

پگاه غرق در کلیشه جدا نشدنی زندگی احساس یکنواختی میکند و ماه هاست که کیان _ پسری که در اینستاگرام با او آشنا شده _فکرش را درگیر کرده است . زندگی رویایی کیان،سفر ها و میهمانی های باشکوه او همه و همه بالاترین ارزوهاییست که پگاه ۲۰ ساله میتواند داشته باشد . پگاه با کیان دوست میشود و وارد رابطه به شدت عاشقانه ای میشوند اما هیچ چیز آنطور که فکر میکند نیست…

تاريخ ارسال : جمعه 3 جولای 2020
موضوع : رمان
بازديد : 12 views بار

نویسنده : کلثوم حسینی

موضوع رمان : عاشقانه ،اجتماعی

خلاصه رمان :

ماهور نیکو دختر حاج مرتضی نیکو حجره دار با آبرو تهران در خانواده سنتی خود دچار مشکل می شود وناخواسته با پندار صادقی پسری مرموز در جلد ِ یک پسر متین ظاهر میشود، در بین عکس های به دست پدر ماهور یعنی حاج مرتضی نیکو می رسد و…

تاريخ ارسال : پنج‌شنبه 2 جولای 2020
موضوع : رمان
بازديد : 16 views بار

نویسنده : Alis_Elnaz

موضوع رمان : عاشقانه

خلاصه رمان :

دختری که ناخواسته معشوقه ی خواهرزاده ش میشه و وادار به کارهایی میشه که تاوانش، گریبان هردو رو خواِهد گرفت ..یه عشق  ممنوعه که به حتم مشکلات زیادی

روسر راهشون قرار میده و حالا باید ببینیم نیاز قصه ی ما چطوری میتونه خودش  رو از این عشق رها کنه..

آیا علی این اجازه رو میده ؟!

تاريخ ارسال : پنج‌شنبه 2 جولای 2020
موضوع : رمان
بازديد : 17 views بار

نویسنده : رویا رستمی

موضوع رمان : عاشقانه

خلاصه رمان :

نمی خواد هنرپیشه بشه، نه انگیزه هست نه خواست قلبی، اما اگه عاشق آریو برزن باشی؟ مرد قلب دزدمون که هنرپیشه اس و پر از غرور؟ اگه این مرد قلب بشکنه و غرور له کنه و تپش قصه مون مرد بشه برای مقابله کردن حرفیه؟ اگه پدر دکترش مجبورش کنه به کنکور پزشکی دادن و اون تست هنرپیشگی بره برای ثابت کردن خودش به آریوبرزنی که قلب شکونده حرفیه

تاريخ ارسال : پنج‌شنبه 2 جولای 2020
موضوع : رمان
بازديد : 8 views بار

نویسنده : ملیکا شاهرودی

موضوع رمان : عاشقانه

خلاصه رمان :

داستان رمان در رابطه با اردلان، پسری ارباب با تمایلات خاص است که عاشق هانا ارباب روستای پایین میشود. او با تهدید کردن کردن هانا اورا مجبور به ازدواج با خود میکند و… .

تاريخ ارسال : پنج‌شنبه 2 جولای 2020
موضوع : رمان
بازديد : 27 views بار

نویسنده : نامشخص

موضوع رمان : عاشقانه

خلاصه رمان :

عمارت مثل همیشه شلوغ بود و زندگی جور دیگه ای توش جریان داشت‌

اینجا همه برای خان و خانزاده ها حتی نفس میکشیدن

اینجا همه فقط درحال جلب کردن رضایت خانواده ی خان بودن

بی توجه به هرکسی که توی محوطه ی عمارت بود داخل عمارت شدم

با دیدن برادرکوچیکترم که طبق معمول مشغول صحبت با یکی از رعیتها بود سری برای سلام تکون دادم و ازش فاصله گرفتم

تاريخ ارسال : پنج‌شنبه 2 جولای 2020
موضوع : رمان
بازديد : 145 views بار



تمامی حقوق مطالب برای اسکین 98 محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.

طراحی و توسعه توسط وبیت