منو سایت
اسکین 98

دانلود آهنگ جدید ، دانلود آهنگ جدید ایرانی ، دانلود موزیک ، دانلود آهنگ

پست ویژه Special POST

نویسنده : فاطمه رنجبر

موضوع رمان : عاشقانه، اجتماعی

خلاصه رمان :

زیبای ممنوعه(جلد دوم دختر طلاق) ناخوداگاه یاد زیبا افتادم،

تو این دو روز بدتر سنگین شده بود. این چه حسیه که باهاش

درگیر شده بودم نمی دونم اما واقعا بد و بدترم می کرد

دیونه و دیونه ترم می کرد هرچی که داغون بودم داغونم ترم می کرد

فقط یک جور خوب می شدم اونم این که من رو انتخاب کنه قبولم کنه.

انگار کسی و دوست داشت اما خوب نمی دیدم کسی هم تو زندگیش باشه.

تاريخ ارسال : دوشنبه 25 می 2020
موضوع : رمان
بازديد : 3 views بار

نویسنده : آسمان

موضوع رمان : عاشقانه، اجتماعی

خلاصه رمان :

گاهی با یک نگاه دل به کسی میدی که نباید و این نبایدهای زندگیت انقدر

رو دلت سنگینی میکنه که اتفاقی میفته که نباید…..

پسری که بخاطر گذشته ی مادرش‌،کینه ای عمیق تو دلشه،کینه ی عشق

دختری که بخاطر گذشته ی پدرش،تاوان میده،تاوانِ عشق

تاريخ ارسال : دوشنبه 25 می 2020
موضوع : رمان
بازديد : 2 views بار

نویسنده : مجید شیبانی

موضوع رمان : عاشقانه ، ازدواج اجباری

خلاصه رمان :

سنگ قبر آرزوها روایتگر دختری هستش از جنس وفا وبه پاکی گل و پسری از جنس عشق،

دختری که باعشقش پا به فرار میزاره برای دوری جستن از یک ازدواج اجباری و در این بین

پسری وارد داستان میشه ..پسری از جنس غرورو خودخواهی .پسری که زندگی این دو جوون

عاشق رو ویرون میکنه … و باعث جدایی میشه..جدایی که شاید وصالی نداشته باشه شاید///

داستان غم انگیزه دوستان//داستان داستان یک زنه، یک زن وفادار که به نا حق گرفتار یه تهمت میشه…

تاريخ ارسال : دوشنبه 25 می 2020
موضوع : رمان
بازديد : 2 views بار

نویسنده : مهنا پ

موضوع رمان : عاشقانه

خلاصه رمان :

آهو ارغُوان دختری هفده‌ساله که در طراحی مهارت خاصی داره و می‌خواد برای اولین‌بار

از همین راه وارد دنیای کار بشه داستان از اون‌جایی شروع می‌شه که آهو به مکانی

می‌ره و همون روز با پسری به اسم شاهین رو‌به‌رو می‌شه؛ پسری که عشق جدیدی رو

وارد زندگی آهو می‌کنه روزها بعد عشق سابق آهو و دختری که عاشق

شاهین بود از راه می‌رسن و دردسرهایی رو برای این دوتا عاشق در پی داره

تاريخ ارسال : دوشنبه 25 می 2020
موضوع : رمان
بازديد : 1 views بار

نویسنده : سحر بانو ۶۹

موضوع رمان : عاشقانه

خلاصه رمان :

بهار دانشجوی دندان‌پزشکی، دختر زیبا و مهربونیه که حمایت سه‌تا برادر باغیرت و متعصب

رو پشتش داره. به مردی دل می‌بنده که سراسر وجودش غرور و خشونت نشسته. یه ارتباط

شکل می‌گیره که یه سرش محبت، مظلومیت، لطافته و یه سرش غرور و کله‌شقی.
وقتی پای احساس میاد وسط, حالا که قراره دلا به هم نزدیک بشن, حقایقی رو میشه که پای

برادرای بهار به ماجرا باز میشه.
وقتی حرف غیرت و تعصب وسط باشه هیچی نمی‌تونه جلوی یه مرد رو بگیره.

تاريخ ارسال : دوشنبه 25 می 2020
موضوع : رمان
بازديد : 0 views بار

نویسنده : mahla.mp

موضوع رمان : عاشقانه ، معمایی

خلاصه رمان :

بی‌توجه به التماس و گریه‌وزاری‌های سارن، در اتاق رو بستم و روی صندلی مخصوص و بزرگم که کنار تخت قرار داشت، نشستم.
جعبه‌ی سیگار رو از جیب کتم بیرون کشیدم. نخی بیرون آوردم و بین لبم قرار دادم. فندکم رو از روی پاتختی چنگ زدم.

زیر نخ سیگارم گرفتم و روشنش کردم.
به تابلوی نقاشی خودم که تصویر دختری روی تابلو نقش بسته بود، نگاه کردم.
سیگار رو آروم از لای لبم بیرون کشیدم و پوزخندی زدم.
کارم به جایی رسیده که خواهرم هم بهم خــ ـیانـت می‌کنه.
نفسم رو عصبی بیرون دادم. بلند شدم و چنگی به موهام زدم. صدای گریه‌ی سارن از بیرون می‌اومد و عصبی‌ترم می‌کرد.

تاريخ ارسال : دوشنبه 25 می 2020
موضوع : رمان
بازديد : 1 views بار

نویسنده : هاله بخت یار

موضوع رمان : عاشقانه

خلاصه رمان :

یقه ی کاپشنم رو کمی بالاتر کشیدم و دستام رو داخل جیباش فرو بردم … سرد بود … وحشتناک! اونقدری که کم مونده بود دندونام بی توجه به فک قفل شده م از عصبانیت به هم بخورن! پا تند کردم سمت در خروج و نفسم رو صدادار بیرون دادم … بخاری که از دهنم خارج شد، سرمای وحشتناک هوا رو دوباره و دوباره بهم یادآوری کرد … متنفر بودم از سرما … متنفر!

بارون می زد … تندتر از همیشه! و من، بدون چتر و زیر این بارون تند، با هر قدمی که برمی داشتم به بی حواسیم لعنت می فرستادم … آقای دکتر … دکتر آریا … تو رو خدا وایسید! دکتر آریا … صدایی که صاحبش این روزا مخل آرامشم شده بود، باعث شد از حرص پوفی بکشم و زیر اون بارون تند سر جام بایستم … دستام محکم مشت شدن و اون لحظه، دلم خواست تمام اعتبارم و زیر پا بذارم و تا در خروج یه نفس بدوم … اونقدر بدوم تا مثل هر روز این صدا رو نشنوم.

تاريخ ارسال : یکشنبه 24 می 2020
موضوع : رمان
بازديد : 0 views بار

نویسنده : کیمیا .ش

موضوع رمان : عاشقانه

خلاصه رمان :

من بالای پشت بام دلخوشی ام، به بادبادکِ آرزوهایم نگاه می کنم…
بادبادکی که نخ ندارد؛ و تازه اگر هم داشت ، در دست دیگری بود…
کسی چه می داند؟! که من برای رسیدن به تو چقدر نقشه کشیدم…
و کسی چه می داند؟! تمامِ نقشه هایم بر آب شد…
کسی چه میداند؟! شاید راه رسیدن به تو آنقدرها هم که می گویند پر دردسر نباشد…
همۀ سختی اش آویزان کردن یک طناب از سقف است…!!

تاريخ ارسال : یکشنبه 24 می 2020
موضوع : رمان
بازديد : 0 views بار

نویسنده : estahrij

موضوع رمان : اجتماعی ، پلیسی

خلاصه رمان  :

درمورد پسریه به اسم آرشام که به خاطر دوستش که البته دشمنش هست تو دردسر می افته و…

 

تاريخ ارسال : یکشنبه 24 می 2020
موضوع : رمان
بازديد : 0 views بار

نویسنده : B.H.R

موضوع رمان :عاشقانه

خلاصه رمان :

تقدیر قلمش را به دست گرفت و داستانی را با یک پسر و دختر شروع کرد که بنا به دلایلی، با هم زندگی می‌کنند.

شاید یک مسئولیت، یک اجبار، یک پیمان و یا یک حس تنهایی، زندگی این دو را به هم متصل کرده باشد. با این وجود، آیا پایان این داستان نیز به عشق ختم می‌شود؟! یا شخصیت‌ها عاشق کس دیگری می‌شوند؟! و یا…

هر چیزی ممکن است اتفاق بیفتد.

تاريخ ارسال : یکشنبه 24 می 2020
موضوع : رمان
بازديد : 0 views بار



تمامی حقوق مطالب برای اسکین 98 محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.

طراحی و توسعه توسط وبیت